قسمت جدید پرونده «ادبیات چین» مربوط به یکی از شعرای این‌کشور است؛ جا های شنگ که یکی از شاعران پیش‌روی چینی است.

بهار صادقی هفشجانی دانشجوی زبان و ادبیات چینی دانشگاه تهران در یادداشتی که با عنوان «چند کلامی درباره جا های شنگ؛ اسوه شعرای آوانگارد چینی [۱]» نوشته و در اختیار مهر قرار داده، این‌ادیب چینی، زندگی و کارنامه‌اش را معرفی کرده است. شاعر مورد نظر با نام هی زه شناخته می‌شود.

البته این‌شاعر چینی در یکی از قسمت‌های آغازین پرونده به‌قلم غزل امینی دیگر دانشجوی زبان و ادبیات چینی دانشگاه تهران معرفی شده که در پیوند «نگاهی به شعر شاعری که می‌گفت مرگ نوری طلایی دارد» قابل دسترسی و مطالعه است.

در ادامه مشروح یادداشت مورد نظر را در معرفی این‌شاعر می‌خوانیم؛

در میان شاعرانی که در دوره اصلاحات و درهای باز چین و زیر سایه ی سیاست مدار معروف این کشور، دنگ شیائو پینگ [۲]، ظهور کردند، مسلما هی زه [۳] یکی از معروف ترین و محبوب ترین هاست.

بین سال‌های ۱۹۸۳تا ۱۹۸۹، او در سبک‌های بسیار متنوعی، شعر می‌سروده که از جمله آن‌ها می‌توان به چند غزل کوتاه، درام شاعرانه و چند شعر حماسی اشاره کرد. در طول مدت زندگی‌اش، این آثار هنری به ندرت پخش می شدند اما پس از خودکشی او در سال ۱۹۸۹، دو تن از همکاران شاعرش به نام های لوو یی هه [۴] و شی چوان [۵] کارهای او را به مجموعه هایی تقسیم و منتشر نمودند که عده ی کثیری از مخاطبان مشتاق را به خود جذب کرد. در آن ایام محبوبیت او به گونه ای رشد کرد که برای مدتی هی زه در میان طرفدران اشعار آوانگارد چینی، به عنوان یک شخصیت بزرگ در عالم شعر معاصر در چین درآمده بود. برخی از حامیان اوهنوز هم برای بزرگداشت او، خوانش هایی از اشعارش را ارائه می کنند و دولت چین هم حتی احترام خود را نسبت به هی زه از طریق گنجاندن آثارش در برنامه های آموزش درسی مدارس این کشور نشان داده است.

زندگی کوتاه هی زه به شدت بر شعرش متمرکز بود و آگاهی محدودی که از زندگی نامه او وجود دارد تنها بینش و درک محدودی از شعرش را برای مخاطب ارائه می‌دهد. منتقدان مدرن، اشعار کوتاه وی را بهترین شعرهایش می‌دانند و همواره برای آنها جای سوال است که آیا هی زه به هدف خود در اشعار حماسی که مورد نظرش بوده رسیده یا خیر؟ درواقع آخرین و جاه طلبانه ترین شعر حماسی ای که هی زه نوشت، با مرگ او ناتمام ماند و در نتیجه برای این پرسش نیز پاسخ مشخصی وجود ندارد.

حیات او همچنین موضوع بسیاری از گفتگوها درباره ی تاثیر خودکشی در بزرگداشت برخی شاعران چینی، از جمله خود هی زه، بوده است. برخی منتقدان شهرت او را نه به خاطر استعداد، بلکه بخاطر نحوه ی مرگش می دانند در حالی که عده ی دیگری از منتقدین روایتی را تایید می کنند که خودکشی او به مثابه آخرین اقدام هنری قاصدی غریب برآمده از یاس فرهنگی ای که پس از ماجرای میدان تیان آن من در سال ۱۹۸۹ به وجود امده بوده است.

هی زه نام هنری شاعر معاصر چینی جا های شِنگ است که در اوایل سال ۱۹۶۴، در روستای جاوان در استان ان هویی چین به دنیا آمد. از آنجایی که مردم جاوان تحت تاثیر سنت های چینی از تقویم کشاورزی برای ثبت تاریخ ها استفاده می کردند، گمانه زنی های مختلفی درباره تاریخ تولد وی وجود دارد و اختلافات در تعیین تاریخ تولد هی زه نشان دهنده ی فاصله ی فرهنگی زیاد روستای زادگاه او با دنیای شعر و شاعری معاصر چین است، فاصله ای که در نهایت خود او را هم تحت تاثیر قرار داد.

یکی از اولین علائم استعداد در های شنگ و همچنین نشانه ای برای خانواده اش که او باید تحصلاتش را ادامه دهد، برنده شدن او در سال ۱۹۶۹ در مسابقه ای حفظ و بیان گفته های مائو زه دونگ [۶] رهبر فقید چین سرخ بود. رقابتی که در آن، این پسربچه ی پنج ساله با حفظ ۴۸ نقل قول از صدر مائو همه ی رقبایش را که از خود بزرگتر بودند، از میدان به در کرد.

های شنگ در همه درس‌ها دانش آموزی ممتاز بود و سرانجام در سال ۱۹۷۹ و در سومین سال از سر گیری آزمون ورودی کالج ملی، در رشته ی حقوق دانشگاه پکن پذیرفته شد. این موفقیت در سن پانزده سالگی، به او فرصتی زیادی داد تا به عطش خود به منگ لونگ شی یا همان مکتب شعر مبهم چینی بپردازد. با اینکه بیشتر شاعران جوان دانشگاه پکن در بخش زبان چینی تحصیل می کردند، های شنگ نیز همانند انان می توانست اشعار افرادی همچون یانگ لین [۷] و بی دائو[۸] را بخواند و مجله های ادبی غیر رسمی دانشگاه را نیز از نظر بگذراند. های شنگ بین سالهای ۱۹۸۲ و ۱۹۸۳ شروع به نوشتن شعر کرد و و اولین مجموعه شعرش را به نام شیائو جن [۹] در سال ۱۹۸۳ به چاپ رسانید. اشعار این مجموعه به ندرت مورد بررسی و مطالعه قرار می گیرند و چیزی بجز آثار دوران جوانی شاعر دانسته نمی شوند، با این حال این اشعار چیزی بودند که به های شنگ، که اکنون خود را هی زه می نامید، اجازه دادند تا به صحنه ی شعر آوانگارد چینی وارد شود. در میان این دوستان جدید میتوان به لوو یی هه اشاره کرد، که کمی بعدتر سردبیر مجله علمی ادبی شی یوئه [۱۰] شد، و شی چوان که به عنوان ویراستار وی خدمت کرد و پس از مرگ هی زه نیز پیوند عمیق خود را با میراث وی حفظ کرد.

سال‌های دانشگاه در دورانی که هی زه در آن تحصیل می کرد دورانی حساس بود. این ایام مصادف بود با روزهایی که شاعران جریان منگ لونگ (مکتب شعر موهوم چینی) عمده ی آثار خود را به صورت زیرزمینی نوشته و دسترسی جسته گریخته‌ای به ادبیات ترجمه شده داشتند و همواره در معرض خطر دستگیری توسط مائوییست ها و جریانات تندروی آن روزهای چین بودند. نسل دانشجویانی که اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۸۰ به دانشگاه های چین وارد شدند، برخلاف نسل پیشین دسترسی گسترده ای به ادبیات داخلی و خارجی داشتند و در بیشتر مواقع می توانستند داخل یا خارج (و نه مخالف) با اولویت های دولت وقت کار کنند.

مایگیل ون کرول [۱۱] ، هی زه و شاعرانی را که وی با آنها تعامل داشت و آثارشان را دنبال می کرد، با عنوان شاعران “متعالی” می‌خواند و این جماعت را شاعرانی در تضاد با شعرگویان زمینی می‌دانست. شاعران “متعالی” گرایش به گفتمان فکری، فلسفی و دانشگاهی داشتند. انها تاکید بر متون فکری پیچیده و جدایی عرفانی از مسائل روزمره را در دستور خود قرار داده و این دقیقا چیزی بود که در آثار هی زه نیز مشهود است.

به باور بسیاری هی زه دانشمند همه چیز دانی بود که به طور گسترده و همواره مطالعه می کرد و از جریان های فکری مختلفی تاثیر می گرفت. او به صورت جدی و با پشتکار زیاد سنت های نویسندگی پیش از دوران امپراطوری چین را به نحوی که در اشعار حماسی یانگ لین (۱۹۸۳)تجسم یافته است، مطالعه می کرد. این کشف بالقوه از یک هویت فرهنگی اصیل، هردو شاعر را به سمت خواندن و تقلید شعر کلاسیک چینی در کتاب شی جینگ [۱۲] و بخصوص چو سه [۱۳] (آواز های جنوبی) سوق می داد.

در زمینه ادبیات خارجی، او پیوند عمیقی با ایده ال گرایی آلمانی و به ویزه اشعار فردریش هولرلین در اوایل قرن نوزدهم، از خود نشان داده بود. برخی از همکلاسی‌هایش به خاطر می‌آوردند او کتاب علم منطق فردریش هگل را با خود به همه‌جا می برده است.

هی زه در سال ۱۹۸۳ از دانشگاه پکن فارغ التحصیل شد. فن پی، یا سرویس واگذاری کار، او را در سن ۱۹ سالگی به دانشگاه حقوق و علوم سیاسی چین فرستاد تا استاد دانشگاه شود. در ابتدا او وظیفه ی ویراستاری در نشریه خبری دانشگاه را به عهده داشت اما پس از مدتی، علاوه بر دوره های زیبایی شناسی، در کلاس هایی به بیان درس نظریه های کنترل و موارد مشابه می پرداخت. به همین ترتیب، جایی که هی زه اولین اثر خود را تولید کرد، در کارهای وی، تاثیر گذار بود. به عنوان یک عضو هیئت علمی جوان، او به دانشکده ای در چانگ پینگ فرستاده شد، جایی در سی کیلومتری شمال پکن. مکانی احاطه شده با مزارع و زمین های کشاورزی، که جامعه ای که در شعر شاعران دیگر وجود داشت را عملا از اشعار وی دور می کرد. او بخش قابل توجهی از آثارش را در همین منطقه نوشت.

اکثر اشعاری که هی زه را به شهرت رساندند، در سال ۱۹۹۰ چاپ شدند. شعر کوتاهی از این دوره که نشان دهنده سبک شعر کوتاه کلاسیک وی است، شعر زو گوآ [۱۴] (سرزمین مادری) بود که در سال ۱۹۸۷ نوشته و درسال ۱۹۹۷ در کتاب “هی زه شی چوان پین” [۱۵] (اشعار کامل خی زه)، چاپ شد. چند سطر از این شعر به شرح زیر است:

هزاران هزار نفر می‌خواهند این آتش را خاموش کنند، من اما به تنهایی آن را افروختم

این آتش بسی بزرگ است، در سرزمین مقدس مادری می‌شکفد و پژمرده می‌شود

چونان تمام شاعرانی که بر رویاهای شان، به سان اسبان، می‌تازند

از این آتش استفاده خواهم کرد تا از شب های تاریک، به درازای زندگی، گذر کنم.

بسیاری از عقاید هی زه حتی در این بخش کوچک از اشعارش هم، هویداست: برتری روحی شاعر به سایر افراد، ترکیب مناظر طبیعی با میراث فرهنگی، و این حس که همه ی این اجزا، در تلاشی در برابر نیروهایی تیره و سیاه، با یکدیگر متحد شده‌اند. در سال ۱۹۸۶، هی زه علاوه بر نوشتن شعرهای کوتاه، شروع به سرایش مجموعه شعر تای یانگ [۱۶] (خورشید) کرد، مجموعه شعری که در طول سه سال بعد، روی آن کار کرد و در پایان، آن را تمام نشده، باقی گذاشت. نسخه ای از این اثر وجود دارد که از میان دست نویس های هی زه استخراج و با تغییراتی منتشر شده است. این نسخه ی تغییر داده شده بعدها در مجموعه “آثار کامل هی زه”، چاپ شد.

نسخه ویرایش شده از مجموعه تای یانگ که امروزه بیشتر خوانده می‌شود، به هفت جلد تقسیم شده و در مجموع بیش از ۳۵۰ صفحه است. این مجموعه خود ادغام تعداد زیادی از دست نویس های پراکنده شاعر بوده و با اینکه هیچ گاه به اندازه شعر های کوتاه هی زه، مخاطب پیدا نکرد اما هنوز هم مورد مطالعه و تحقیق اهل ادب در چین قرار می گیرد. یکی از کتابهای مجموعه ی تای یانگ، دا جا سا [۱۷] نام دارد که از روی قانون چنگیز خان، نام گذاری شده است. وی همچنین اشعاری تحت عنوان دون هوانگ، شی زانگ(تبت) [ ۱۸ ] و شی ما لا یا(هیمالیا) [۱۹] دارد. این آثار که همراه با سفرهای او به مناطق مختلف چین تالیف می شد، به طرز معناداری، در تضاد با نارضایتی مداوم هی زه از زندگیش در منطقه چانگ پینگ پکن هستند. به گواه متون بر جای مانده و گفته های نزدیکانش، او در چانگ پینگ، اغلب ساعت ۷ عصر شروع به کار می کرد، همه ی شب را می نوشت و بیشتر روز را می خوابید. او هیچ تلوزیون یا رادیویی در خانه نداشت و بیشتر زمانش در خانه را صرف سرایش اشعار مجموعه تای یانگ می کرد.

در ۱۴ مارچ ۱۹۸۹، هی زه یکی از معروف ترین اشعارش را تکمیل کرد: بهار، و ده ها فرزند(هی زه). هم نوایی بین کلمه هی زه به معنای فرزند و هی زه نام خود شاعر، نقش زیادی در این شعر ایفا می‌کند.

در ابتدای شعر، ده فرزند/هی زه متولد می شوند اما تا بند سوم، فقط یکی از آنها باقی می ماند:

در فصل بهار، از هی زه/ کودکان ناآرام و غمگین

تنها یکی باقی می ماند، و آخرین شان

او فرزند شب است، غرق در زمستان و شیفته ی مرگ

این شعر، آخرین اثر کامل شده ی اوست. در ۲۵ مارچ، وی از محل سکونت خود در چانگ پینگ ناپدید می شود و روز بعد جسدش در نزدیکی یک راه آهن در شان های گوآن [۲۰] در استان هه بی [۲۱] پیدا می شود. او در زمان مرگ تنها ۲۵ سال داشت. یادداشت باقی مانده از او پیش از مرگش، خلاصه ماجرای خودکشی‌اش را اینگونه بیان می‌دارد که مرگش ارتباطی با هیچ‌کس ندارد. فرضیه‌های زیادی درباره علت خودکشی هی زه وجود دارد؛ برخی می‌گویند او برای این جهان بیش از حد پاک بود و خود را در راه شاعری فدا کرد، برخی بیان می‌دارند که او از نظر روابط اجتماعی و عاشقانه، در چانگ پینگ در انزوا به سر می‌برد و همین او را به سمت‌وسوی خودکشی کشانیده؛ و برخی نیز بر آنند که او یک هدف ناممکن شاعری را برای خود در نظر گرفته بود که هنگامی که دیگر نتوانست بنویسد و به آن هدف برسد، خود را نابود کرد؛ دولت و برخی منابع دیگر بیان می دارند که او از بیماری اسکیزوفرنی رنج می برده است.

در باب قدرت و تاثیر آثار هی زه، نوشته های او در میان شاعران نسل جدید کشور چین شاخص و بسیار پیشروتر از دیگران است. انجمن ادبی چهارم می دانشگاه پکن، جلسات عمومی شعرخوانی خود را به یاد این شاعر در ۲۶ام می و یا ایامی نزدیک به این تاریخ، برگزار می کند و بسیاری از افراد، به بازدید یادبود او می روند و حتی در سال ۲۰۰۱، گروهی از دانش آموزان به شان های گوآن رفتند و به صورت گروهی، برای بازنمایی خودکشی وی، روی ریل های قطار دراز کشیدند.

ممکن است رویکرد زیبایی شناسی هی زه- علاوه بر ماجراهای مرگ و زندگی وی- دلیل اصلی ای باشد که میراث وی همچنان برای نسل جدیدی از مخاطبان چینی، معتبر، محبوب و حیاتی است. همچنین شاید به خاطر ماهیت اصلی سبک زیبایی شناسی وی باشد که آثار وی نسبتا به ندرت به انگلیسی ترجمه شده اند- تا به امروز تنها سه مجموعه کوچک از وی توسط ناشران کوچکتر و کمتر معروف خارجی، ترجمه شده است.

آریاتودی – بخش ادبیات

Print Friendly, PDF & Email