دختری بودم که وقتی آنگلا مرکل به افغانستان آمد صنف چهارم مکتب (مدرسه) در افغانستان بودم، آن زمان من نمی‌دانستم مرکل از کدام کشور و چه کاره است. دختری که پا به پای سختی‌های روزگار و تحولات جهان و افغانستان بزرگ شد، هر روزی که سن و سالم بیشتر می‌شد و قد و اندامم رشد می‌کرد، رویاهایم نیز بیشتر می‌شد. تا یک ماه پیش خود را یکی از قدرت‌مندترین دختران زمین حساب می‌کردم و حالا از رویای آنگلا مرکل شدن در افغانستان می‌نویسم.

از کشوری می‌نویسم که شماری آن را “گورستان ابرقدرت‌ها” می‌خوانند ولی من می‌بینم که قبرستان آرزوهای میلیون‌ها دیده و دل آرزومند است. برای زنی می‌نویسم ‌که از نوجوانی رویاهای ” شدن‌اش” را داشتم. من خوانده‌ام که مرکل، رهبر واقعی اتحادیه اروپاست و یکی از آزادترین رهبران جهان. من از ولایتی هستم که لعل و لاجورد آن مایه‌ شعر سرودگران پارسی و زیور زیبایی‌بخش خوبان جهان است، من از بدخشان هستم، ولایتی که در محدوده‌ جغرافیایی افغانستان بیشترین دختران با سواد را داشته است.

اما اکنون دختران افغانستانی و بدخشانی آهسته آهسته قرار است از مکتب و درس و دانشگاه بازمانند. خوانده‌ام که مرکل از یک خانواده‌ی مذهبی به جایگاه نخست وزیری رسیده‌، ولی من و هزاران زن و دختر دیگر با روی‌کار آمدن دوباره‌ رژیم طالبان به تماشای فروریزی کاخ آرزوهای‌مان نشسته‌ایم. می‌دانم نخستین خاطره‌ شما، دیوار برلین است، این‌جا دیوارهای مستحکم‌تر و خشن‌تر از دیوار برلین برای‌مان ساخته‌اند. از پشتِ پنجره به حویلی (حیاط) که نگاه می‌کنم دیوارهای بزرگی پیش چشمانم ایستاده‌اند که نمی‌مانند دورتر از آن را ببینم. من زنان عمل‌گرا، مرموز و بی‌رحمی مثلِ شما را دوست دارم، در این‌جا اما به زنان سیاست‌های غیر قابل پیش‌بینی سنتی، توام با افکار و اندیشه‌های قومی و قبیله‌یی اجازه نمی‌دهند زنان بی‌رحم برای مطالبات خودشان باشند. از شما به عنوان مارگارت تاچر قرنِ بیست و یکم یاد می‌کنند. “بانوی آهنین” زنان کشور من با توجه به حجم دشواری‌ها، زنان آهنین مثلِ شما و مارگارت تاچر اند. تاچر که در زمان نخست‌وزیری‌اش در بریتانیا بر سیاست‌های اقتدارگرایانه‌اش تاکید می‌کرد و این اقتدار واقعی زنان در سیمای شما در آلمان دیده می‌شود.

داشتن کشور آزاد و آزادی‌، رویای هر شهروند قرن حاضر است. من هر شب خواب سقوط رویاهایم را می‌بینم. اجازه دهید بنویسم که افغانستان یک کشور متاثر از جنگ با بافت‌های قومی و مذهبی، در طول تاریخ جغرافیایی مناسب و امن برای حضور زنان نبوده‌است. اما بعد از پیروزی و توافق‌نامه بن (۲۰۰۱) فصل تازه‌ای در تاریخ معاصر کشورمان رقم خورد، آمریکا و متحدان بزرگ آن، نظامی را با ساختار دموکراتیک مبتنی بر ارزش‌های انسانی و حمایت معنی‌دار زنان پایه گذاری کردند که افغانستان طی دو دهه‌ به دستآوردهای چشمگیر در عرصه تحصیل، کار و فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی زنان دست یافته است که ظهور زنان در سطح رهبری جامعه، احزاب سیاسی و نهادهای اجتماعی تقریبا ۳۰ درصدی حضور زنان در دستگاه خدمات ملکی (اداری) کشور، حضور میلیون‌ها دختر خانم در مکاتب و دانشگاه‌ها مبین این امر مهم هست که افغانستان یک گام مهم و اساسی را در راستای جامعه مدرن و دولت دموکراتیک بر داشته است. دولت جمهوری اسلامی افغانستان با پذیرش حقوق و آزادی‌های زنان و حمایت کشورهای کمک کننده زمینه کار و پیشرفت برای زنان را مساعد ساخت.

گزارش‌های موجود نشان می‌دهند که زنان علاوه بر حضور گسترده در بخش خصوصی، تقریبا ۳۰ درصد دستگاه خدمات ملکی کشور (بخش عامه) را تشکیل می‌دهند، حال با روی کار آمدن “امارت اسلامی” و نظام طالبان نگرانی‌های ناشی از عدم حضورشان در کابینه و دستگاه حکومت اوج گرفته است. چون طالبان با اعلام کابینه خویش نشان داده‌اند که این گروه به حقوق شهروندی، آزادی زنان و ارزش‌های انسانی باورمند نبوده و در صدد سلب حقوق و آزادی‌های زنان هستند. طی ۲۰ سال گذشته یکی از دستاوردهای خوب و بنیادی این کشور دست‌یابی به نیروی بشری با دانش و مسلکی است.

تلاش دختران برای حضور در مکاتب و دانشگاه‌ها نشان دهنده این هست که زنان نمی‌خواهند در چهار دیواری خانه باقی بمانند بلکه می‌خواهند بازوی قدرتمند در امر ساختن و آبادی کشور خویش باشند. حال با روی کار آمدن نظام امارتی، سخن از به حصار کشیدن در صنف‌های درسی میان پسران و دختران و وضع محدودیت‌های تحصیلی برای دختران به میان آمده است. در دو دهه گذشته، حضور نهادهای مدنی و حمایت جامعه جهانی از آزادی بیان و حقوق مدنی شهروندان بستر مناسب را برای رشد آزادی بیان در کشور مساعد ساخت که نظیر آن در تعداد از کشورهای منطقه و همسایه نبوده است.

اما با کمال تاسف با حاکم شدن گروه طالبان و روی کار آمدن نظام امارتی نگرانی‌ها علیه آزادی بیان و حقوق شهروندی زیاد شده و ترس جدی از خفه شدن صدای آزادی و عدالت خواهی وجود دارد. چون عملکرد گروه طالبان طی یک ماه حاکمیت‌شان مبین بر این امر هست که این گروه به آزادی بیان و ارزش‌های انسانی باور نداشته و همواره با لت و کوب خواسته اند صدای نسل آزادی را خاموش سازند. شما می‌توانید قهرمان روزهای بد ما و کشور ما شوید.

من خوانده‌ام مجله‌ تایم آنگلا مرکل را صدراعظم دنیای آزاد نامیده است، می‌خواهم به عنوان یک دختر افغانستانی بگویم که آیا افغانستان در دنیای آزاد آنگلا مرکل شامل است؟ در دنیای که آنگلا مرکل، صدراعظم دنیای آزاد خوانده است، چند میلیون زن در اسارت درآمده‌اند، از ابتدایی‌ترین حقوق‌شان که حق آموزش و پرورش، تحصیل، کار و مشارکت سیاسی است محروم هستند. من از همین زندان می‌نویسم. زندانی میلیونها به نام ” افغانستان” وقتی مجله‌ فوربز آنگلا مرکل را قدرت‌مندترین زنِ جهان خواند به تلویزیون خیره شدم و قدرت آن زن در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ و تا حال در رگانم تکثیر شده است و باورم را بیشتر ساخته که زنان هم می‌توانند رهبران خوبی باشند. مرکل نقش تاثیرگذار و تعیین کننده در مدیریت بحران اقتصادی اروپا بازی کرده و تصمیم‌گیرنده اصلی بحران اقتصادی اروپا بوده است. حالا چند میلیون زنی که نان‌آوران خانواده‌های شان در کشور فقیر من بودند کارشان را از دست داده‌اند.

اجازه دهید از حمایت ۲۰ ساله‌ مرکل و هم‌پیمانان جهانی برای مردم افغانستان سپاسگزاری نمایم. کشور مرکل در اروپا بیش‌ترین پناهندگان افغانستان را میزبانی می‌کند. در عراق، نقش تاثیرگذار و حیاتی بازی کرد. دستآوردهای ۲۰ ساله‌ مردم افغانستان محصول پشتیبانی و حمایت کشورهای تاثیرگذار در نظام بین‌الملل از جمله آلمان است.

اگر برای حفظ این دستاوردها توجهی صورت نگیرد ما به ۲۰ سال پیش برمی‌گردیم، هرچند جرقه‌های عقب‌گرد را در طول یک ماه حاکمیت طالبان در افغانستان دیده‌ایم اما هنوز فرصت جنبیدن وجود دارد؛ اگر زودتر نجنبید پس از افغانستان تمام کشورهای جهان در تهدید افراطیت و تروریسم قرار خواهد گرفت. تروریسم و افراطیت کشورهای دیگر را خواهند بلعید.

روحینا حیدری

منتشر شده در بی بی سی

آریاتودی – بخش زنان در آیینه اجتماع

Print Friendly, PDF & Email