(سه شنبه 14 ثور/اردیبهشت – 4 می)

“لحظات پر از خطر و فرصت برای افغانستان”

تصمیم رئیس جمهور بایدن برای عقب نشینی ۲۵۰۰ سرباز باقیمانده آمریکایی از افغانستان تا ماه سپتمبر نقطه عطفی برای کشور و همسایگان ما است.

دولت افغانستان به این تصمیم احترام می گذارد و آن را لحظاتی پر از فرصت و خطر برای خود، افغان ها، طالبان و منطقه می دانند.

برای من، به عنوان رهبر منتخب جمهوری اسلامی افغانستان، فرصتی دیگر برای تکرار و تعهد بیشتر من به صلح خواهد بود.

در فبروری سال ۲۰۱۸، من یک پیشنهاد بدون قید و شرط صلح به طالبان ارائه دادم. به دنبال آن آتش بس سه روزه در جون همان سال برقرار شد.

در سال ۲۰۱۹، یک لویه جرگه را برای ادامه مذاکرات با طالبان، برگزار کردم و از آن زمان، دولت من برای ایجاد یک اجماع ملی مورد نیاز به یک توافق سیاسی که با ارزش های قانون اساسی افغانستان و اعلامیه جهانی حقوق بشر ملل متحد مطابقت داشته باشد، فعالیت کرده است تا گفتگوها را با گروه طالبان ادامه دهد و اگر این به معنای تأمین صلح بوده باشد، من مایل هستم زودتر از این مدت به کار خود پایان دهم.

این عقب نشینی همچنین فرصتی برای دستیابی به حاکمیت واقعی برای مردم افغانستان است. طی ۲۰ سال گذشته، ۴۰ کشور مختلف نیروهای امنیتی خود را به افغانستان اعزام کرده اند. به زودی، همه تصمیمات مربوط به رویکردهای نظامی با طالبان و سایر گروه های تروریستی توسط دولت افغانستان اتخاذ می شود. در حقیقت، توجیه طالبان برای جنگ – جهاد علیه یک قدرت خارجی – پوچ خواهد بود.

برای ملت افغانستان، اعلامیه خروج ایالات متحده مرحله دیگری از مشارکت طولانی مدت ما با ایالات متحده است. افغانستان پیش از ان نیز با خروج های پی در پی روبرو بوده است. در سال ۲۰۱۴، سالی که من برای اولین بار به قدرت رسیدم ، ۱۳۰ هزار نیروی آمریکایی و ناتو عقب نشینی کردند  که به افغانها امکان می دهد رهبری کامل بخش امنیتی و نهادهایی را که شرکای بین المللی ما به ما کمک کرده اند، ایجاد کنیم.

از آن زمان، نیروهای دفاع ملی و امنیتی افغانستان (ANDSF) از جمهوریت محافظت و حمایت کرده و انجام این دو باعث شد تا انتخابات ریاست جمهوری برای این کشور امکان پذیر گردد. امروز دولت و نیروهای امنیتی ما بسیار قوی تر از هفت سال پیش هستند و ما برای ادامه خدمت و دفاع از مردم خود پس از عزیمت نیروهای آمریکایی کاملاً آماده هستیم.

تصمیم ایالات متحده، طالبان و حامیان آنها را در پاکستان متعجب ساخت و آنها را مجبور به انتخاب مواردی کرد. آیا آنها به ذینفعان معتبری تبدیل می شوند یا هرج و مرج و خشونت بیشتری را تقویت می کنند؟ اگر طالبان راه دوم را انتخاب کنند، ارتش ملی ما با آنها خواهند جنگید و اگر طالبان از مذاکرات خودداری کنند، آنها صلح گورستان را انتخاب می کنند.

برای جلوگیری از این سرنوشت، طالبان باید به سوالات مهم درباره چشم انداز خود در مورد افغانستان پاسخ دهند. آیا آنها انتخابات را می پذیرند، و آیا آنها متعهد می شوند حقوق همه افغانها، از جمله دختران، زنان و اقلیت ها را حفظ کنند؟

با تصمیم اخیر طالبان مبنی بر کناره گیری از کنفرانس صلح که قرار بود در اواخر آپریل در استانبول آغاز شود، پاسخ های منفی به این سوالات داده شد. به نظر می رسد طالبان بیش از دست یابی صلح، به قدرت علاقه دارند. حل و فصل سیاسی و ادغام طالبان در جامعه و دولت تنها راه پیشبرد است. اما توپ در زمین آنها است.

 

آینده‌ای که افغانها خواهان هستند

افغان ها خواهان برگشت به دهه ۹۰ نیستند. ما از روی بیکاری، منتظر صلح نیستیم، ما به اقدامات خود برای ایجاد محیط و بستر مناسب برای ادامه آن ادامه می دهیم. خطرات خروج ایالات متحده به طور گسترده ای در رسانه های خبری منتشر شده است، اما ما در مورد فرصت هایی که صلح به ملت افغانستان ارائه می دهد، چیزی نمی بینیم!

همه ذینفعان بین المللی و مردم افغانستان خواهان یک افغانستان مستقل، اسلامی، دموکراتیک، متحد، بی طرف و یکپارچه هستند. مردم افغانستان حمایت خود را از این کشور در یک جرگه صلح در ماه آگست سال ۲۰۲۰ تأیید کردند. جامعه جهانی در مارچ ۲۰۲۰ تاکید کردند که خواهان بازگشت به امارت اسلامی دهه ۹۰ نیستند.

با این حال، مشخص نیست که طالبان چه می خواهند. آنها خواهان یک نظام اسلامی هستند – اما این نظام از قبل در افغانستان وجود داشته است. برای موفقیت هرگونه مذاکره در مورد توافق سیاسی بین دولت افغانستان و طالبان، این گروه باید وضعیت نهایی مورد نظر خود را با وضوح و جزئیات بیان کنند.

مذاکرات به یک واسط معتبر و بی طرف نیاز دارد. این نیاز با گفتگوهای دوحه بین دولت افغانستان و طالبان برجسته شده است. گفتگوها فاقد چنین واسطه ای هستند و تاکنون به بن بست رسیده اند. بهترین واسط از نظر من، برای این نقش ملل متحد است.

اولین مباحث مذاکره باید رسیدن به وضعیت نهایی مطلوب و برقراری آتش بس گسترده برای ایجاد صلح و آرامش در زندگی روزمره مردم افغانستان و بازگرداندن اعتبار و باور به روند صلح باشد. از آنجا که آتش بس های برقرار شده در جریان مذاکرات صلح اغلب از بین می روند، بسیار مهم است که ما نظارت بین المللی داشته باشیم.

در مرحله بعدی، طرفین باید درباره دولت انتقالی بحث و تصمیم گیری كنند. اگرچه ساختار جمهوری باید دست نخورده باقی بماند اما یک دولت صلح می تواند نظم و استمرار را در زمان برنامه ریزی و برگزاری انتخابات حفظ کند. این مرجع انتقالی کوتاه مدت خواهد بود و به محض تعیین ریاست جمهوری، انتخابات پارلمانی و شورای ولایتی، رهبری من به پایان می رسد. من در چنین انتخاباتی کاندیدا نمی شوم و اگر پی ببرم که جانشین بنده، به دنبال تامین صلح است، من به راحتی از ریاست جمهوری استعفا می دهم حتی قبل از پایان رسمی دوره فعلی ام.

این مذاکرات با موضوعات دشواری روبرو خواهد شد، از جمله اینکه آیا طالبان و چگونه روابط خود را با پاکستان خاتمه می دهند، این امر پشتیبانی لوجستیکی، مالی و ایجاد شغل را برای آنها فراهم می کند. این گفتگوها همچنین باید به ارتباطات در حال انجام طالبان با القاعده بپردازد همانطور که سازمان ملل در گزارش سال ۲۰۲۰ شرح داده است.

بنابراین بسیار مهم است که دولت افغانستان و طالبان همچنین در مورد رویکردی علیه  داعش، القاعده و دیگر گروه های تروریستی توافق کنند و توافقنامه ما شامل چارچوبی برای مبارزه با تروریسم باشد که حمایت از سایر کشورها را در منطقه و سازمانهای بین المللی را تضمین کند. این توافق نامه همچنین باید تداوم دیپلماسی منطقه ای سطح بالا را تضمین کند و از دخالت نماینده دبیرکل سازمان ملل متحد استقبال کند.

هنگامی که دولت افغانستان و طالبان به یک توافق رسیدند، مردم افغانستان باید به طور علنی از طریق بالاترین شکل ایجاد اجماع ملی در کشور ما ان را تأیید کنند: برگزاری یک لویه جرگه، یک نشست بزرگ که شامل رهبران جامعه اعم از زن و مرد از هر ولایتی باشد. طالبان طی ۲۰ سال گذشته از بودن در جامعه افغانستان محروم بوده اند و برگزاری یک لویه جرگه فرصتی ایده آل برای تعامل با همه اقشار مردم برای رهبران آنها فراهم می کند.

پس از مذاکره، تصویب یک توافق سیاسی، کار سخت اجرا آغاز می شود. این پروسه روند ایجاد صلح است. همیشه وسوسه ای وجود دارد که نظام موقت را دائمی کنیم، به همین دلیل است که برای دولت صلح باید اولویت انتخابات باشد.

با این وجود، در دوره موقت، رهبران موقت مجبورند یک سری تصمیمات سخت درباره نحوه حکومت اینده بگیرند. توسعه اقتصادی، آموزش و خدمات صحی و سایر وظایف اصلی دولت باید بدون اختلال ادامه یابد. هرگونه توقف در این روند، پیامدهای فاجعه باری را برای مردم افغانستان و اقتصاد به دنبال خواهد داشت. همچنین اولویت های جدیدی مانند آزادی اسیران جنگی وجود دارد. ادغام اعضای طالبان در تمام سطوح دولت، ارتش و جامعه؛ و به شکایات کسانی که عزیزان، مال اموال خود را در طی دو دهه گذشته جنگ از دست داده اند، رسیدگی شود.

یک دولت تازه منتخب شده برای حفظ صلح و اجرای توافق نامه یک وظیفه مهم خواهد داشت که ممکن است مستلزم اصلاحاتی در قانون اساسی باشد. قانون اساسی روشن کرده است که به جز وجه اسلامی دولت و حقوق اساسی شهروندان، همه موارد دیگر قابل اصلاح هستند و سازوکارهایی برای تصویب این تغییرات وجود دارد.

دولت جدید همچنین با ادغام مجدد پناهندگان (به ویژه پناهجویان به ایران و پاکستان)، استقرار مجدد بیجاشدگان داخلی و مسئله آشتی ملی که اغلب نادیده گرفته می شود، مقابله خواهد کرد. در همین حال، آتش بس در حال گذار باید جای خود را به شرایطی بدهد که در آن نهادهای دولتی انحصار قانونی استفاده از زور را کنترل کنند. افغانستان برای کاهش خطر درگیری های منطقه ای نیاز به بی طرفی دائمی دارد. مجمع عمومی سازمان ملل یا شورای امنیت سازمان ملل نهادهای ایده آل برای ایجاد و رسمی کردن وضعیت بی طرف افغانستان می باشند.

 

مسیر پیش رو

حتی در یک محیط ایده آل، دستیابی به یک صلح عادلانه و پایدار یک سفر آسان نخواهد بود. متأسفانه، محیطی که ما در آن کار می کنیم ایده آل نیست. خطرات زیادی وجود دارد که ممکن است این روند از مسیرش خارج شود یا مختل شود و افغان ها فرصت دیگری را برای صلح از دست بدهند.

برای اولین بار، درک از بی ثباتی که با پیش بینی های وخیم در رسانه ها تقویت می شود، ممکن است بسیاری از افغان ها را به ترک کشور متمایل کند. این می تواند منجر به تکرار مجدد بحران پناهندگان شود که در سال ۲۰۱۵ اتفاق افتاد و ما را از افراد با استعداد در لحظه ای که بیشتر به آنها نیاز داریم، محروم کند.

خطر دیگر این است که یک گذار شکننده یا بی نظم می تواند فرماندهی و کنترل را در مناطق مختلف امنیتی کشور تهدید کند. برای گذار اختیارات باید یک فرایند سیاسی منظم وجود داشته باشد تا نیروهای امنیتی از رهبری و هدایت بی بهره نمانند. علاوه بر این، بسیار مهم است که ایالات متحده و ناتو به تعهدات موجود خود برای تأمین بودجه ANDSF عمل کنند. این مسئله شاید تنها مهمترین سهم جامعه بین المللی در گذار موفقیت آمیز به صلح در افغانستان باشد.

همچنین خطری دیگر وجود دارد که شخصیت های سیاسی افغانستان حول یک روند صلح منظم یکجا نشوند. بنابراین ما در تلاش هستیم تا اطمینان حاصل کنیم که روند کاملاً شامل نه تنها شخصیتهای سیاسی داخلی و اقشار مختلف جامعه افغانستان بلکه بازیگران منطقه ای که می توانند به طور بالقوه تلاش کنند روند را خراب کنند، باشند.

با این حال، خطر اصلی برای صلح، محاسبه اشتباه طالبان است. طالبان هنوز هم روایت خود را مبنی بر شکست ناتو و ایالات متحده باور دارند. آنها احساس جسارت می کنند و از آنجا که رهبران سیاسی آنها هرگز شاخه نظامی خود را به پذیرفتن ایده صلح تشویق نکرده اند، بزرگترین خطر این است که طالبان همچنان علاقه جدی به انجام یک معامله سیاسی نشان ندهند و در عوض تهاجمات نظامی خود را ادامه داده اند.

اگر این مسئله اتفاق بیفتد، دولت افغانستان و نیروهای امنیتی آماده هستند. همانطور که برای گفتگوهای صلح با طالبان آماده می شویم ما نیز آماده رویارویی با آنها در میدان جنگ هستیم. طی دو سال گذشته، بیش از 90 درصد عملیات نظامی افغانستان بطور کامل توسط نیروهای امنیتی افغانستان انجام شده است.

اگر طالبان موضوع خشونت را انتخاب کنند، این به معنای یک رویارویی اساسی در فصول بهار و تابستان است که در پایان آن طالبان هیچ گزینه خوبی به جز بازگشت به میز مذاکره نخواهد داشت.

پاکستان همچنین ممکن است به گونه ای که صلح را تهدید می کند، اشتباه محاسبه کند. نشانه های مثبتی وجود دارد که پاکستان راه اتصال منطقه ای، صلح و رفاه را انتخاب خواهند کرد، همانطور که در اظهارات ماه مارچ در گفتگوی امنیتی اسلام آباد توسط عمران خان نخست وزیر پاکستان و ژنرال قمر جاوید باجوا رئیس ستاد ارتش پاکستان نشان داده شد. اکنون فرصتی است تا این جملات و عبارات را عملی کنیم.

اگر پاکستان حمایت از طالبان را انتخاب کند، مشخص می شود که اسلام آباد دشمنی با ملت افغانستان را ترجیح می دهد و از مزایای اقتصادی عظیم صلح و اتصال منطقه ای برخوردار نخواهد شد. پاکستان به یک کشور منفوربین المللی تبدیل خواهد شد، زیرا پس از خروج نیروهای آمریکایی بدون هیچ گونه اهرم نفوذی باقی خواهد ماند. دولت پاکستان در پاسخ به پلن اقدام ایالات متحده برای افغانستان و منطقه اشتباه محاسبه کرد، اما برای اسلام آباد خیلی دیر نیست که به عنوان یک شریک و ذینفع در یک روند صلح منظم ظاهر شود.

در حالی که ما به سمت نامشخص و پر از خطر برای افغانستان حرکت می کنیم، من در دستیابی به بهترین نتیجه ممکن در این دوره طولانی منازعه از جمله یک افغانستان حاکم، اسلامی، دموکراتیک، متحد، بی طرف و یکپارچه تمرکز کرده ام. من برای رسیدن به آن مایلم سازش کنم و فداکاری کنم.

عقب نشینی نیروهای آمریکایی فرصتی است تا ما را به این کشور نهایی نزدیکتر کند، اما تنها در صورتی که همه افغان ها و شرکای بین المللی آنها به راهی روشن به جلو متعهد شده و مسیر خود را حفظ کنند.

آریاتودی – بخش دیدگاه و تحلیل

Print Friendly, PDF & Email