چند روز از انفجار خونین موتر بمب‌گذاری شده در ولایت لوگر در جنوب کابل گذشت. در این حمله دست کم ۲۴ تن جان‌های‌شان را از دست دادند و ۱۱۰ تن دیگر زخمی شدند.

 بیست و سه تن از جان‌باخته‌گان رویداد، از اهالی قریه اکبرخیل شهرستان اذره ولایت لوگر بودند. روز (یکشنبه ۱۲ ثور/اردیبهشت – 2 می) چرخبال‌های ارتش ملی پیکر این بیست و سه نوجوان را به خانواده‌های‌شان در روستای اکبرخیل تسلیم داد. اهالی اکبرخیل شش نفر از کشته‌شدگان را در ‘آرامگاه خرم‌خیل’ دفن کردند و ۱۷ تن دیگر را در ‘آرامگاه کهنه’ به خاک سپردند.

اکبرخیل، قریه کوهستانی مربوط ولایت لوگر است که در نزدیکی مرز ننگرهار موقعیت دارد. حدود ۴۰۰ خانواده در این قریه زندگی می‌کنند.

نورعلی پدر شاه‌ولی یکی از قربانیان رویداد، با اندوه از کودکی‌های فرزند و هم‌بازی‌هایش روایت می‌کند: همه‌شان پیش چشم ما بزرگ شدند. ما قد کشیدن‌شان را دیدیم. همه آنها همسن و سال بودند. با هم رشد کردند، در یک میدان با هم کریکت بازی کردند و همه در یک مسجد نماز می‌خواندند. آخر، با هم به زیر خاک رفتند.

بیشتر جان‌باخته‌گان، دانش‌آموزانی هستند که برای ورود به آزمون سرتاسری کنکور آماد‌گی می‌گرفتند. آنها روز سه‌شنبه (۷ ثور/اردیبهشت) قریه‌شان را برای سپری‌کردن آزمون کنکور ترک کردند و راهی مهمان‌خانه‌ای در مرکز شهرستان اذره شدند.

بیست و سه تن از جان‌باخته‌گان رویداد، از اهالی قریه اکبرخیل شهرستان اذره ولایت لوگر بودند.
 

بیست و سه تن از جان‌باخته‌گان رویداد، از اهالی قریه اکبرخیل شهرستان اذره ولایت لوگر بودند

داکتر عبدالولی، رییس پیشین شورای ولایتی لوگر در سال ۱۳۹۲ ساختمان مهمان‌خانه را ساخت تا کسانی که توان پرداخت هزینه‌ی هتل را ندارند، و از روستاهای دور به مرکز شهرستان می‌آیند، در آنجا به سر ببرند.

باشندگان اذره می‌گویند: دروازه مهمان‌خانه همیشه به روی مردم باز بود. مهمانان مجبور نبودند برای بود و باش، هزینه اقامت یا برق را بپردازند.

عامل حمله کی بود؟

در زمان اقامت دانش‌آموزان داوطلب کنکور و شماری دیگر از باشندگان اذره، مرد میان‌سالی به مهمان‌خانه آمد و خود را نماینده موسسه خیریه‌ای معرفی کرد که قصد دارد به آنها کمک کند. او برای دانش‌آموزان گفته لیستی از باشند‌گان مهمان‌خانه را تهیه کنند و برایش بدهند. او می‌خواهد از پول ذکاتش برای‌شان رخت بخرد و خیاطی را معرفی کند تا لباس تازه برای‌شان بدوزد. نزدیک اذان شام، روز جمعه (۱۰ ثور/اردیبهشت) مرد میان‌سال، خودرو نوع “داینا” را وارد حویلی مهمان‌خانه کرد. او در موتر، مقداری رخت و هندوانه برای مهمانان آورده بود. کسی نمی‌دانست که در زیر هندوانه و رخت‌ها، مواد منفجره نیز جاسازی شده است. با اذان نماز شام، مرد میان‌سال در کنار دیگران روزه را افطار کرد، اما تا آخر با آنها نماند. او اندکی غذا خورد. از دیگران خواست به خودرو سر بزنند و برای خودشان رخت دلخواه‌شان را انتخاب کنند. سپس، دیگر کسی او را در مهمان‌خانه ندید. مرد خود را در میانه بازار اذره گم کرده بود.

باشنده‌گان اذره می‌گویند: دروازه مهمان‌خانه همیشه به روی مردم باز بود. مهمانان مجبور نبودند برای بود و باش، هزینه اقامت یا برق را بپردازند
باشنده‌گان اذره می‌گویند: دروازه مهمان‌خانه همیشه به روی مردم باز بود. مهمانان مجبور نبودند برای بود و باش، هزینه اقامت یا برق را بپردازند

ساعت ۰۶:۴۰ شام، انفجار قدرتمندی لوگر را تکان داد. قدرت انفجار در حدی بود که ساحه تخریب آن تا یک کیلومتری ماحول مهمان‌خانه رسیده است. ساختمان ریاست زنان، شورای ولایتی، شفاخانه، مسجد و بسیاری خانه‌های مسکونی به شدت آسیب دیدند. شیشه‌های منازل فرو پاشیدند و قلب پیرمردی که خانه‌اش در همسایه‌گی مهمان‌خانه بود، دیگر از کار افتاد. حسیب استانکزی، رییس شورای ولایتی لوگر گفت: قلب او منفجر شده بود.

هنوز هیچ گروهی مسوولیت رویداد را نگرفته است.

‘همه شاگردانم را کشتند’

احمدولی وکیل وقتی که چشم‌هایش را باز کرد، در شفاخانه بود. آخرین چیزی که او به خاطر می‌آورد، این است که با شاگردانش سر سفره نشسته بود تا روزه‌شان را افطار کنند. احمدولی استاد رشته ریاضی در دانشگاه لوگر است. او آموزشگاهی در قریه اکبرخیل ایجاد کرده و برای نوجوانان آن روستا، آمادگی کانکور درس می‌دهد. وکیل در آستانه برگزاری کنکور، با شور و هیجان، به مرکز ولسوالی آمد تا شاگردانش را در نزدیکی‌های یک آزمون سرنوشت‌ساز همراهی کند. احمدولی در آن شب و روز در مهمان‌خانه، به شاگردانش کمک می‌کرد که چگونه جدول پرسش‌ها را خانه‌پری کنند و چطور رشته دلخواه‌شان را انتخاب کنند.

وکیل به یاد می‌آورد که چگونه شاگردانش برای رسیدن به رویاهای‌شان نقشه می‌کشیدند و به سختی زحمت می‌کشیدند. شاگردش نورعلی را به خاطر می‌آورد که گفته بود آرزو دارد معادن افغانستان را استخراج کند تا دیگر کشورش فقیر نباشد. از همین رو، قرار بود نورعلی در کنکور جیولوژی معدن دانشگاه لوگر را انتخاب کند.

انفجار در حدی بود که ساحه تخریب آن تا یک کیلومتری ماحول مهمان‌خانه رسیده است

انفجار در حدی بود که ساحه تخریب آن تا یک کیلومتری ماحول مهمان‌خانه رسیده است

پس از انفجار، احمدولی وکیل را برای درمان به کابل منتقل کردند. تا رسیدن به شفاخانه ایمرجنسی در کابل، کسی به او از کشته‌شدن دانش‌آموزانش چیزی نگفته بود، ایمرجنسی گوشی‌اش زنگ خورد. یکی از دوستانش بود. او از احمدولی پرسیده بود: ‘حالت چطور است؟’ و احمدولی پاسخ داده بود: ‘شاگردانم چطور هستند؟’ شنیده بود: ‘همه‌شان کشته شدند.’

احمدولی هنوز نمی‌دانست که کاکایش، عبدالله و پسر کاکایش، حبیب چه وضعی دارند. زمانی که او را از شفاخانه ایمرجنسی به شفاخانه چهارصد بستر انتقالی دادند، در دهلیز چهارصد بستر، چشمش به تابوتی افتاد که بر رویش نوشته بودند: عبدالله ولد عبدالوکیل.

او از شفاخانه چهارصد بستر در کابل مرخصی گرفت و به روستایش در لوگر برگشت. در قریه، خبر شد که امروز، مراسم تدفین پسر کاکایش نیز هست. احمدولی تازه فهمیده است که شاگردانش، کاکایش و پسر کاکایش را همزمان از دست داده است.

با این همه، او می‌گوید به زودی صحتمند خواهد شد و دوباره صنف آماده‌گی کنکورش را برگزار خواهد کرد. صدای احمدولی خسته و شکسته است، ولی می‌گوید: “اگر صد بار دیگر هم زخمی شوم، به کارم ادامه می‌دهم و به شاگردانم ریاضی یاد خواهم داد.”

بلال نیکزاد، ملک قریه اکبرخیل می‌گوید: «تمام قریه زیر ماتم غرق شده. از خانه‌ای پسرشان، از خانه‌ای برادرزاده، خواهرزاده، پسر کاکا، پسر مامای‌شان کشته شده. همه‌ی قریه عزادار است. او می‌گوید زمانی که چرخبال‌های اردوی ملی جنازه‌ها را پایین کردند، یکایک‌شان را شمار گرفتم. ۲۳ تن بودند. همه را کفن کردیم،. غسل‌شان دادیم. بعد جیب‌های همه‌شان را جستجو کردم. پول تمام‌شان را که جمع کردم به ۲۰۰۰ افغانی نمی‌رسید. همه‌شان از طبقه فقیر جامعه بودند».

مادری که تنها ماند…

بابو ۴۵ ساله چند سال پیش همسرش را در جنگ از دست داد بار دوم فرزندش را در ننگرهار و این بار فرزند آخرش در لوگر کشته شد

بابو ۴۵ ساله چند سال پیش همسرش را در جنگ از دست داد بار دوم فرزندش را در ننگرهار و این بار فرزند آخرش در لوگر کشته شد

بابو ۴۵ ساله چند سال پیش همسرش را در جنگ از دست داد. خودرو همسر او در شهرستان خاک‌جبار کابل با ماین کنار جاده برخورد کرد و جان باخت. فرزند اولش را اعضای گروه داعش در ننگرهار کشتند. تنها واحدالله، آخرین فرزندش مانده بود که همدم و امید مادر برای آینده بود. بابو آخرین فرزندش را هم در انفجار خودرو در مهمان‌خانه اذره از دست داده است. او دیگر کاملاَ تنهاست.

در جریان نوشتن این گزارش، به طور پیهم با اهالی قریه کرم‌خیل به تماس هستم. نام ۲۴ جان‌باخته و ۱۱۰ زخمی این حمله را از زیر چشمم می‌گذرانم. به این فکر می‌کنم که هر کدام این نام‌ها داستانی دارند، آرزویی، خانواده‌ای، امیدی و آینده‌ای که از آنها گرفته شد. ناگهان تلفونم زنگ خورد. تماس یکی از اهالی قریه کرم‌خیل است. او خبر می‌دهد که جمیله، همسر باران یکی از قربانیان رویداد سه روز پیش در حمام خودش را قفل کرده و به ضرب گلوله دست به خودکشی زده است. باران ۳۵ ساله، نجار بود. او برای تثبیت درجه‌ی معلولیت به مرکز ولایت ولسوالی رفته بود. بی‌خبر از آنکه این سفر جانش را خواهد گرفت.

پس از سقوط دولت طالبان و شکل‌گیری دولت جدید در افغانستان، شمار فراوانی از مردم این کشور از سوی عاملین گوناگون قربانی خشونت‌ها شدند. یافته‌های کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نشان می‌دهد که تنها در ۱۲ سال اخیر، ۳۱ هزار و ۱۱۳ تن در جنگ افغانستان کشته و ۶۲ هزار و ۶۶۲ تن زخمی شده‌اند.

معلوم نیست که آیا گفتگوهای صلح منجر به پایان این خون‌ریزی طولانی خواهد شد و در گفتگوهای استانبول که احتمالا در آینده‌ی نزدیک برگزار خواهد شد، آیا فرصت فراهم خواهد شد که قربانیان جنگ روایت‌های خویش را از این نبرد بی‌رحمانه، در حضور طرف‌های جنگ نقل کنند یا خیر؟

رامین مظهر

منتشر شده در بی بی سی

آریاتودی – بخش دیدگاه و تحلیل

Print Friendly, PDF & Email