یافتن نقاط مشترک در مورد نقش اسلام، تعیین کننده ترین کار در مذاکرات صلح بین طالبان و دولت افغانستان است.

طالبان سالهاست به دنبال تحمیل سیستم اسلامی مورد قبول خود هستند. آنها با آگاهی از دشواری ترغیب سایر مردم افغانستان و جامعه بین المللی برای پذیرش درک خود از اسلام، مذاکرات صلح را از ۱۲ سپتمبر آغاز کردند. آنها “حاکمیت اسلامی” را به عنوان مهم ترین خواسته خود مطرح کرده اند.

افغانستان در حال حاضر دارای قانون اساسی است که فقه اسلامی را بیش از سایر قوانین اجرا می کند. مقامات افغانستان شخصیت نظام خود را به اندازه کافی اسلامی می دانند. تاکید آنها در مذاکرات صلح بر حفاظت از دستاوردهای دو دهه گذشته، از جمله حقوق زنان، آزادی بیان و دموکراسی انتخاباتی است.

اما چه چیزی در مورد جمهوری اسلامی افغانستان وجود دارد که طالبان این چنین شدیدا آن را رد می کنند؟ طالبان می گویند که سیستم کنونی تحت سایه نیروهای نظامی غربی ایجاد شده و مطابق با هنجارهای غربی است و به مقامات مذهبی نقش ناچیزی می دهد. بسیاری از مردم افغانستان می ترسند که طالبان طرفدار بازگشت به حکومت سختگیرانه خود در اواخر دهه ۱۹۹۰ باشند.

اما تغییراتی در دیدگاه های طالبان ایجاد شده که شاید این امکان را برای مصالحه فراهم کند. به عنوان مثال طالبان اکنون مکاتب را برای دختران در مناطق تحت کنترل خود که تقاضای زیادی از سوی مردم وجود دارد مجاز می دانند. این یک گسست از قوانین سختگیرانه آنهاست که زنان را در دوره قبلی خود به شدت محدود کرده بودند.

طالبان در دوران حکومت قبلی خود تکنالوژی و ارتباطات را ممنوع اعلام کردند. آنها از آن زمان تاکنون به کاربران کاملا مسلط به انترنت و تکنالوژی موبایل تبدیل شده اند.

به نظر می رسد طالبان نیاز به تغییرات را پذیرفته اند و شخصیت ها و گروه های سیاسی مخالف افغانستان تمایل خود را برای در نظر گرفتن اصلاحات ساختاری در نظم قانون اساسی فعلی ضمن حفظ حمایت از حقوق مدنی و سیاسی نشان داده اند.

اما سوالات قابل توجهی باقی مانده است؛ آیا طالبان انتخابات را می پذیرند؟ آیا آنها دولت ایتلافی را می پذیرند؟ مجلس نمایندگان را می پذیرند؟ در هفته های اخیر رهبران طالبان فاش کردند که آنها جایگاه “امیرالمومنین” را برای دولت آینده افغانستان متصور هستند.

فقدان متون اصلی و سخت ایدیولوژیکی ممکن است طالبان را قادر سازد تا در سیاست های اصلی افغانستان ادغام شوند. بسیاری در افغانستان وجود دارند که نسبت به تغییر واقعی طالبان و چشم انداز تحول در آینده بسیار بدبین هستند.

اما هیچ روش ساده تری برای آزمایش وجود ندارد؛ جز از طریق مشارکت سیاسی در زمینه مذاکرات صلح در حال انجام. اگر چه تحول در تفکر سیاسی طالبان به کندی پیش می رود؛ اما عجله در مذاکرات منجر به ایجاد نتیجه ای ناپایدار می شود.

با این حال؛ بسیاری بر این عقیده اند که برای پایان دادن به یک جنگ طولانی در افغانستان و توزیع مناسب قدرت، به حمایت عناصر محافظه کار جامعه افغانستان نیاز است.

منبع: نیویارک تایمز

آریاتودی – بخش سیاست

Print Friendly, PDF & Email